close
متخصص ارتودنسی
ضرورت انتخاب شهرداران با رای مردم؛ شورای شهر را منحل کنید!
<<



ضرورت انتخاب شهرداران با رای مردم؛ شورای شهر را منحل کنید!

: وزارت کشور می‌تواند از طریق فرمانداری‌ها یا هر سازوکار دیگر بر رفتار شهرداران و مجموعه شهرداری نظارت نماید و نتیجه نظارتش را نیز به اطلاع مردم برساند. افکار عمومی هم پس از یک دوره چهارساله می‌تواند تشخیص دهد شهردار شایستگی‌های لازم را برای ماندن دارد یا نه.


یادداشت پیش رو دیدگاه یکی از روزنامه نگاران استان است که با اشاره به حواشی شوراهای شهر در بسیاری از نقاط استان و کشور که از ضعف نمایندگان مردم یا عدم قوانین جامع نشات می گیرد، پیشنهاد انحلال شوراهای شهر و سپردن انتخاب شهردار به مردم داده است.

البته طی سال های گذشته یکی، دوبار طرح انتخاب شهرداران را رای مردم در مجلس شورای اسلامی مطرح شده، اما رای کافی را نیاورد و کنار رفت، با این حال به نظر می رسد به دلیل بازدهی ضعیف شوراهای شهر و حاشیه هایی که پیرامون عملکردشان در سطح کشور وجود دارد، اگر همین روند و شیوه معیوب ادامه یابد، حاکمیت ناگزیر به اعمال تغییراتی در نهاد شوراها خواهد شد تا برخی ایردات وارده را مرتفع نماید.

همچنین طی هفته های اخیر نمایندگان مجلس در حال بررسی جزییات طرح "اصلاح و تغییر اختیارات شوراهای شهر" در صحن علنی هستند که مهمترین بندهای آن کاهش شمار اعضای شوراهای شهر به منظور صرفه جویی در هزینه ها و نیز تغییراتی در روند استیضاح شهرداران به منظور جلوگیری از تغییرات متعدد عنوان شده است.

«خلیج فارس» آمادگی دارد تا پاسخ اعضای شوراهای شهر و یادداشت هایی در نقد دیدگاه این روزنامه نگار را منتشر نماید.

اسماعیل منصورنژاد ـ روزنامه‌نگار

فلسفه‌‌ی شوراها، سپردن برخی امور به دست مردم است. کار شورایی به اشکال گوناگون و در اغلب کشورها (با اختیارات متفاوتی) مرسوم است.

در ماده 1 قانون تشکیلات شوراهای اسلامی ایران، هدف از تشکیل شوراها، «...پيشبرد سريع برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي،‌ فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي...» عنوان شده است. در ‌فصل سوم و مربوط به «وظايف و اختيارات شوراها» نیز با مثنوی بلندبالایی روبرو هستیم که نشان می‌دهد نظارت، پیگیری و جلب همکاری توسط شوراها متناسب با اهداف ماده 1 پیش‌بینی شده است.

اول: ساختار مدیریتی کشور ما مرکزگرا است و مفاهیمی مانند «مشورت»، «همفکری»، «نظر مردم» و... با مشکلات جدی روبروست. به بیان دیگر، یک «مدیر» تصمیم می‌گیرد و بقیه هم باید آن را اجرا کنند؛ هرچند تصمیمات او اشتباه و بارها نیز تکرار شده باشد.

دوم: با فرض اینکه مورد اول بیراه است و قوانین شوراها و حدود اختیارات آنها در بهترین حالت ممکن باشد، آنچه که عملاً در شهرها دیده می‌شود، نگاه تک‌بعدی شوراهای شهری بر روی شهرداری‌ها است و مطمئناً «پيشبرد سريع برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي،‌ فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي» نیز حتی اگر عملی باشد، تنها به شهرداری‌ها مربوط نمی‌شود.

در عوض، شوراهای روستایی نسبت به شهر فعال‌تر هستند. آنها ضمن تمرکز بر روی دهیاری، تلاش و تکاپوی بیشتری برای جذب امکانات و آبادانی روستای خود دارند و هیچ اداره‌ای از تیررس درخواست‌های پی‌در‌پی آنها در امان نیست. این در حالی است که چارچوب وظایف شوراهای شهر و روستا با هم فرق ندارد و حتی شوراهای شهر می‌توانند نفوذ بیشتری برای تحقق ماده 1 داشته باشند، ولی عملاً فعالیتی در این زمینه دیده نمی‌شود.

آشکار است که چون شهر نسبت به روستا متولیان بیشتری دارد، شوراهای شهری نگاه خود را بر حوزه شهرداری متمرکز کنند؛ اما شوراهای شهری عملاً نشان داده‌اند حتی بر شهرداری‌ها نیز نظارت کافی و دقیقی ندارند. ضمن اینکه باید در سایر حوزه‌ها نیز فعالیت کنند و اقدامات خود را به مردم گزارش دهند.

مشکل دیگر، پرحاشیه بودن برخی از شوراهای شهری نسبت به روستایی است که آنان را به گرداب‌های بی‌پایان فرو می‌برد. اختلاف‌های پیدا و پنهان بین اعضای این شوراها اغلب بر سر سهم‌خواهی، باندبازی و سیاسی‌کاری است و تعداد اندکی از اعضای شوراها دغدغه مشکلات شهری دارند. گاهی وقت‌ها نیز اختلافاتی از این دست باعث می‌شود چند عضو شورا علیه چند عضو دیگر جبهه بگیرند و در فضایی پرتنش، بازی «اکثریت» و «اقلیت» راه بیاندازند.

اولین تنش بر سر تعیین «رییس شورا» شکل می‌گیرد. دومین تنش مربوط به انتخاب «شهردار» می‌شود که یک جنگ تمام عیار جناحی، باندی و سیاسی و بعضاً قبیله‌ای است. سومین تنش، تلاش برخی اعضای شوراها برای کارچاق‌کنی، دوست‌بازی، سیاسی‌کاری و... اخیراً در بوشهر تلاش برای استخدام افراد خانواده و نزدیکان خود در شهرداری یا مراکزی است که می‌توانند اعمال نفوذ کنند.

از اینها گذشته، زنجیره‌ی «وام‌دهی» و «رودبایستیِ» سه حلقه‌ی شوراها، شهردار و مردم، در ساختار مدیریتی و فرهنگی جامعه ما، به شکلی کاریکاتوری جلوه می‌کند: شوراها به رأی مردم نیاز دارند و باید مدام درخواست‌های ـ حتی غیرقانونی ـ آنها را پوشش دهند و واسطه بین مردم و شهرداری شوند. شهردار هم به خاطر نیاز به رأی شورا، نمی‌تواند آن طور که شایسته و بایسته است، کار کند و به ناچار باید به خواسته‌های اعضای شورا تمکین نماید تا عزل یا استیضاح نشود.

نگاهی به شهر بوشهر به عنوان یک نمونه

کاری به گزاره نامتجانس و گنگ «پيشبرد سريع برنامه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي،‌ فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي» توسط شورا نداریم، اما به نظر می‌رسد که شورا برای حل برخی معضلات شهری از جمله: سدمعبرهای خفه‌کننده، ساخت و ساز، مبلمان شهری و... نه برنامه و راهکار دارد و نه در این زمینه بر شهرداری نظارت می‌کند.

کاری به کوچه‌های قدیمی و ساخت و سازهای گذشته در شهر بوشهر نداریم. این نوع ساخت و ساز جوابگوی همان زمان بود و برای مردم مشکلی ایجاد نمی‌کرد، اما امروزه اغلب کوچه‌های شهر بوشهر که سابقه بازسازی در آنها به یک دهه قبل می‌رسد، از وضع بسیار اسفباری رنج می‌برند و دو ماشین نمی‌توانند در آنها از کنار هم عبور کنند. شورای شهر در کجای این وضع نابسمان قرار دارد؟ آیا شورای شهر می‌داند که در یک کوچه 6 متری، چندین ساختمان چند طبقه وجود دارد؟

ساختمان‌هایی در شهر بوشهر وجود دارند که از ده سال قبل در یک کوچه بنا شده‌اند، اما هرکدام یک حریم جداگانه دارند. به عبارتی، یک نفر 50 سانتیمتر عقب می‌رود، یکی یک متر جلو می‌آید و دیگری به شکلی دیگر رفتار می‌کند. دلیل این کارها چیست و شورای شهر کجای قضیه است؟

با این اوصاف، واقعاً کار شورا چیست و اگر شورا نبود، چه مشکلی پیش می‌آمد که الان وجود ندارد؟ ضمن این که شوراها کلاً در عمل نشان داده‌اند در برخی موارد دست و پای شهرداری‌ها را نیز می‌بندند و نمی‌گذارند شهرداران کار کنند. سهم‌خواهی‌های فردی‌شان یک طرف و اعمال نفوذهای سیاسی و باندی نیز یک سوی دیگر.

اکنون تصور کنید اگر یک تشکیلات بی‌فایده، هزینه‌ساز و تنش‌ساز مانند شورای شهر در کار نبود و مانند روال گذشته شهردار مستقیم توسط استانداری یا فرمانداری تعیین می‌شد، چه اتفاق ناگواری رخ می‌داد که الان اثری از آن نیست؟

انتخاب شهردار را مستقیم به مردم واگذار کنید

اگر قرار بر شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود در همه‌ی زمینه‌هاست، چرا آنها بدون واسطه‌ی شورا، خودشان شهردار را برای 4 سال انتخاب نکنند؟ به نظر می‌رسد اگر شوراهای شهری منحل شوند و مردم خودشان مستقیم شهردار را انتخاب نمایند، شاهد این مزایا خواهیم بود:

1 ـ حاشیه‌ها و جنگ‌های زرگری از بین می‌رود و اعتماد عمومی نسبت به پروسه‌ی «انتخابات» حفظ می‌شود.

2 ـ چون انتخاب در سطح «کلان» بوده، سطح انتظارات فردی از شهردار نیز پایین می‌آید؛ همچنان‌که مردم از یک رییس جمهور انتظارت کمتری نسبت به نمایندگان خود در مجلس دارند.

3 ـ بودجه‌هایی که صرف شوراها و مسایل مربوط به آن می‌شود، در جاهای دیگر مصرف خواهد شد.

4 ـ شهردار منتخب مردم با خیال راحت و بدون دغدغه و فشار می‌تواند در یک دوره 4 ساله سکاندار امور باشد و برنامه‌هایش را اجرا نماید.

5 ـ تبانی چند نفر برای گماردن یک نفر ناتوان و ناوارد ـ آن هم بر اساس تمایلات سیاسی، باندی، جناحی  و... ـ بر سرنوشت شهرداری، از بین می‌رود و جایش را به عقل جمعی و فراگیر می‌دهد.

6 ـ یک شهردار که مدیون رأی چند نفر است، رفتارش را متناسب با همان چند نفر تنظیم می‌کند تا دوباره رأی بیاورد و کاری به سایرین ندارد. اما وقتی شهردار مستقیم توسط مردم انتخاب شود، برای اینکه بماند، مجبور است بیشتر فعالیت کند و مدام به مردم گزارش بدهد.

7 ـ اعمال نفوذ در شهرداری‌ها برای سفارشات غیرقانونی، مقاصد فردی، سیاسی، گروهی، باندی، خانوادگی و... تا حدود زیادی کاهش می‌یابد.

اگر این اتفاق بیفتد، وزارت کشور می‌تواند از طریق فرمانداری‌ها یا هر سازوکار دیگر بر رفتار شهرداران و مجموعه شهرداری نظارت نماید و نتیجه نظارتش را نیز به اطلاع مردم برساند تا آنها بدانند که آینده شهردار را عزل یا ابقا نمایند؛ همان کاری که در بسیاری از نقاط دنیا مرسوم است.

ضمن اینکه افکار عمومی پس از یک دوره چهارساله می‌تواند تشخیص دهد که شهردار شایستگی‌های لازم را برای ماندن دارد یا نه.

خلیج فارس

تاریخ : شنبه 25 مهر 1394 زمان : 10:41

<


ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش