close
متخصص ارتودنسی
نامه ی سرگشاده اندر حکایت دانشکده ی کشاورزی برازجان؛ جناب آقای موسوی نژاد شما کجا ایستاده اید ؟
<<



نامه ی سرگشاده اندر حکایت دانشکده ی کشاورزی برازجان؛ جناب آقای موسوی نژاد شما کجا ایستاده اید ؟

آقای موسوی نژاد! یکی – دوسال قبل شنیدم جنابعالی سوار موتورسیکلت شده اید و در بیابانی برهوت جلوی دوربین ، عکس انداختید و با یکی دو چوپان هم گپ زده اید و...

عبدالخالق عبدالهی: چندی  قبل رنجنامه ای با تیتر " دانشکده ای که نفس های آخر را می کشد "  نوشته سرکار خانم حسینی عضو شورای شهر برازجان  در بعضی از سایت ها منتشر شد که درباره مشکلات دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی برازجان بود که خواندنش  دل هر صاحب دردی را بدرد می آورد و هر خفته ای را بیدار می کرد . خلاصه مطلب هم این بود که تنها دانشگاه دولتی شهر که اتفاقا تنها دانشکده کشاورزی استان هم هست، به دلیل مشکلاتی که  مفصل ذکر شده بود،  در شرف تعطیلی و شاید هم انتقال به شهر دیگری است  . وقتی  چنین مطالبی از سر دلسوزی و درد رسانه ای می شود  هر چند موقت و گذرا اما معمولا موجی از تحرک و مسئولیت پذیری در میان مسئولان شهر مشاهده می شود . اما متاسفانه از نماینده محترم دشتستان که اتفاقا یکی از وظایفش دقیقا  رسیدگی به همین مشکلات است  در این مورد تحرک چندانی دیده نشد  .

بله آقای موسوی نژاد  این یک واقعیت تلخ است که جنابعالی  به عنوان نماینده مردم در دوسال اخیر نه تنها پیگیر مشکلات این مرکز آموزشی نبودید بلکه حتی تماس های مکرر مسئولان دانشکده را نیز بی پاسخ گذاشتید و هیچ واکنشی  به این همه عجز و لابه نشان ندادید .  موج و تحرک پیشکش حضورتان،  شما پس از انتشار این رنجنامه حتی به صرافت نیفتادید برای یکبار هم که شده سری به دانشکده  بزنید و از نزدیک شاهد مشکلات مرکز آموزش عالی ای باشید که مسئولیت آموزش بچه های همین مردمی که به شما رای دادند را بر عهده دارد .

آقای موسوی نژاد!  یکی – دوسال قبل شنیدم جنابعالی سوار موتورسیکلت شده اید و در بیابانی برهوت جلوی دوربین ، عکس انداختید و با یکی دو چوپان هم گپ زده اید و به درد دلشان گوش داده اید که ظاهرا در سایت های خبری نیز عکس و خبر آن مفصل منتشر شده بود؛ بنده تا الان حتی یکبار هم شما را از نزدیک ندیده ام نه دوستی با جنابعالی دارم و نه دشمنی ، نه در موضوع دانشکده کشاورزی ذینفعم و نه حتی خود یا هیچ یک از بستگانم در آنجا تحصیل می کنیم  ، اهل هیچ فرقه و حزب و گروهی هم که نیستم هیچ ، اتفاقا از سیاست و حزب و باند بازی هم متنفرم اما از جنابعالی می پرسم : به عنوان نماینده مردم برای حل مشکلات این دانشکده تاکنون چه اقداماتی کرده اید و اصولا شما کجای این داستان ایستاده اید ؟  لابد شنیده اید که  می گویند روزی حاکمی روبروی دکان نانوایی ایستاده بود  پسربچه ده – پانزده ساله ای لخت و عریان به نانوا مراجعه کرد و گفت : قدری آتش به من بده . نانوا در حالیکه سراپای بچه را ورانداز می کرد با نیشخندی گفت : آتش را کجا بریزم دامن هم که نداری ؟ پسربچه باهوش و زرنگ بی درنگ مشتی خاکستر به کف دستش ریخته و خطاب به نانوا گفت : بریز اینجا . حاکم که ناظر این صحنه بود بی اختیار گفت : الله اکبر ! چه استعدادهایی که متاسفانه از بین می روند ! کودک جواب داد : جناب حاکم ، اگر استعدادهایی امثال من در کودکی از بین نرود که شما قدرقدرت و یکه تاز عالم نمی شوید .

حالا روی صحبتم با  شما جناب موسوی نژاد است...

  پست و منصب امروز شما عصاره ی استعداد هرز رفته همان بچه های لخت و پاپتی دشتستان است که توانایی و آینده اشان در تش باد فقر و نداری " بُن سُخت " شد و به فنا رفت تا استعداد امثال شما شکفته شود و جنابعالی به میمنت و خوشحالی بر صندلی وکالت تکیه بزنید  . حتما شنیده اید  " تا تُلی خراب نشود گودی پُر نمی شود "؛ بدون شک ، تُل و تپه فقر و محرومیت چنین بچه هایی ، گودِ منصب و مدیریت  شما عزیزان را پر کرده است؛ بنابراین حالا که وکیل مجلس هستید  خود را در عمل نماینده حقیقی این مردم بدانید و به درد دانشکده کشاورزی که درد دل همه  دشتستان  است برسید و مطمئن باشد اگر این سر پل دادِ مردم را ندهید آن سر پل (منظورم پل صراط است) مسلما می بایست  پاسخگوی غفلت و وظایف انجام نداده خود باشید  . امروز این سرزمین تفدیده بیشتر از آنچه به این ژست ها نیاز داشته باشد نیازمند عزم و اراده امثال جنابعالی در حل مشکلات مردم رنج کشیده دشتستانی است .

آقای موسوی نژاد عزیز ، به هر حال مشکل دانشکده کشاورزی دشتستان یا حل می شود و می رود سر یا تعطیل می شود و می رود کلاه اما لابد می دانید در دشتستان در این مورد  ضرب المثلی  هست که می گوید : "بچه یتیم به هر حال بزرگ می شود اما زشتی اش می ماند برای عمویش "...

 پس اطمینان داشته باشید اگر در قبال معضلات این مردم و خصوصا مشکلات دانشکده کشاورزی وظایف خود را بخوبی انجام ندهید این کوتاهی شما در حافظه تاریخی مردم دشتستان گم نخواهد شد و تا سالیان سال باقی خواهد ماند  :

پیر دُردی کش ما گر چه ندارد زر و زور  /   خوش عطا بخش و خطا پوش خدایی دارد 

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق    /   هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

و من الله توفیق

تاریخ : شنبه 25 مهر 1394 زمان : 10:46

<


ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
نام ارسال کننده: e
عامو شما خیلی انتظارات از نماینده مجلس دارید. این دانشکده یک مشکل مهم برای شهرستان هست و نماینده هم باید هرکاری از دستش برمیاد انجام بده درست ولی یادتون باشه وظیفه اصلی نماینده رسیدگی به امور کشور و نظارت بر اجرای قانون توسط دولت هست. کاشکی حداقل یک اشاره به مسولین استانی و شخص استاندار که اتفاقا دشتستانی هست و دانشگاه زیر نظرش هست می کردید. تا زمانی که ما از نماینده ها انتظار انجام کارهای کوچک و محلی داریم نماینده از وظایف خودش باز می مونه و اوضاع کشور هیچ تغییری نمی کنه
1394/7/27 || 0:39

پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش