close
دانلود آهنگ جدید
اختصاصی،یادداشت خداداد رضایی/تحلیلی بر فیلم ” سون “
<<



اختصاصی،یادداشت خداداد رضایی/تحلیلی بر فیلم ” سون “

فیلم بر اساس کمدی الهی ( دانته) ساخته شده که قبل از تیتراژ آغازین فیلم از قفسه کتابخانه توسط کارآگاه سامرست انتخاب می شود.


آفتاب آبپخش:یادداشت خدادادرضایی،

حصول  سال ۱۹۹۵ کمپانی نیولاین امریکا

کارگردان : دیوید فینچر

ژانر : معمایی جنایی با تم فلسفی

داستان :

قاتلی قربانیان خود را به صورت زنجیره ای بر اساس هفت گناه کبیره ای که مسبب آن راهی به جهنم است، که مسیحیان به آن اعتقاد دارند به قتل می رساند

این هفت گناه ( پرخوری، شهوت، غرور ، حسادت، غضب، طمع و تنبلی ) قابل قبول بقیه ادیان  هم هست و ممکن است به صورت دیگر مطرح شده باشند.

فیلم بر اساس کمدی الهی ( دانته) ساخته شده که قبل از تیتراژ آغازین فیلم از قفسه کتابخانه توسط کارآگاه سامرست انتخاب می شود.

فیلم در سکانسی تاریک بدون اینکه بدانیم چه مکانی است و در کدام منطقه جغرافیایی قرار دارد در فضایی خفقان  و وهم آلود توسط آقای داریوش خنجی فیلمبردار ایرانی تصویربرداری شده است . در همان آغاز متوجه می شویم زمان در فیلم خیلی اهمیت دارد و این اهمیت با شروع فیلم و به حرکت در آوردن پاندول ساعت نشان داده می شود همچنین با نمای کلوز آپ عینک کارآگاه در روی میز باید منتظر حوادثی باشیم که از نگاه تیز بینانه کارگاه گذر خواهد کرد.  در فیلم همه چیز بر پایه زمان ۷ شکل میگیرد و در واقع بهترین نامی که می توانست انتخاب فیلم باشد همین هفت بود که بر اساس هفت گناه کبیره انتخاب و در فیلم زمانها هم بر همین اساس شکل می گیرد مانند شروع هفته با دوشنبه و اولین قتل تا آخر هفت روز هفته و یا حک شدن روزهای هفته روی پلان های فیلم و یا شش روز مانده به بازنشستگی کارآگاه سامرست که یک روز کاری همان هفت روز می شود . ساختار قصه فیلمنامه که بر اساس کمدی الهی نوشته شده کاملا واقع گرایی که در فیلم با یک مقدمه خوب شروع می شود و فضایی فیلم را به مخاطب نشان می دهد که مخاطب باید در طول زمان فیلم منتظر چه رویدادی باشد.

شخصیت های فیلم از بازیگران بزرگی مانند : برد پیت ، مورگان فریمن، کوین اسپیسی، گوینت پالتروا و جان کریستوفر مک گیتلی  بهره می برد و در طول فیلم به خوبی شخصیت پردازی می شوند. اولین گره یا معمای فیلم قبل پخش تیتراژ آغازین با قتل یک نفر دیده می شود و در واقع تماشاگر را غافلگیر می کند چون مخاطب هنوز در جستجوی شخصیت های فیلم است که این رویداد اتفاق می افتد و این خود از ترفند های کارگردان برای پیچیده تر کردن معمای فیلم است تا مخاطب را تا آخر به دنبال خود بکشد.

در فیلم هفت گناه کبیره داریم که هفت قصه مجزا دارد و معمای همه آنها قتل است اما با زیرکی خاص توسط کارگردان این هفت قصه به هم وصل می شوند طوری که ما فاصله را احساس نمی کنیم . تعلیق و دلهره زیاد در فیلم باعث حساسیت بیشتر فیلم می شود طوری که ضربان قلب مخاطب را به طپش بیشتر وا می دارد و تماشاگر خود را ملزم می داند باقی ماجرا بیشتر پیگیری نماید. درگیری ها در فیلم خیلی واضح  دیده می شود و نمی تواند پیچیده باشد زیرا وقتی قتلی اتفاق می افتد باید تعقیب و گریز بین کارآگاه و قاتل رخ دهد و این صحنه در در هفت قتل به وضوح می بینیم اما وقتی در دستگیری قتل هفتم قاتل دستگیر می شود و گره ها گشوده می شود زیبایی فیلم دو چندان می شود زیرا قاتل مسبب گناه هفتم و قتل خود می باشد که بخاطر حسادت بین کارآگاه جوان و خانمش ، خانم کارآگاه را به قتل رسانده است.

آوردن جعبه سر خانم کارآگاه جوان در آخر فیلم کاملا قابل پیش بینی بود زیرا تا آن موقع این شخصیت فیلم  را به عنوان یک کارکتر اصلی فیلم می دیدیم که نقش کلیدی در فیلم داشت و آرزوی بزرگی در سر داشت ولی در آخر قصه فیلم گم شده بود باید ردی از آن یافت می شد پس وجود سر خانم کارآگاه میلز در جعبه قابل پیش بینی بود . فیلم فرودی سریع داشت و فاصله گره گشایی فیلم تا پایان فیلم با سرعت زیاد صورت می گیرد و شاید این هم یکی دیگر از ترفند های کارگردان بود تا خارج از زمان فیزیکی فیلم ذهن تماشاگر را مشغول و تنش و اضطراب را در او حفظ کند کارگردان زمان ریکاوری را از تماشاگر می گیرد و نمی خواهد تماشاگر در پایان فیلم به آرامش برسد او دوست دارد مخاطبش همچنان غرق در افکار گناهان کبیره باشد .

در طول فیلم شاهد صحنه زیبایی بودیم که برای رسیدن به مفهوم زیبایی این صحنه ها باید لایه های پنهان فیلم را واکاوی می کردیم.  یکی از صحنه ها ، صحنه است که قطار مترو از زیر منزل کارآگاه میلز عبور می کند و باعث حیرت کارگاه سامرست می شود ولی کارآگاه میلز آن را عادی جلوه می دهد و معنی این صحنه نشان دادن بی ثباتی است که در زندگی این زوج جوان اتفاق افتاده و باید هر لحظه منتظر یک حوادثی باشند . در فیلم دیالوگ های زیبا و ماندگار  زیادی شنیده می شد اما جمله کارآگاه سامرست شاید زیباتر از بقیه بود که در صحنه ای از فیلم گفت: ” من هیچ وقت با اسلحه سر میز غذا قرار نمی گیرم . ”

اما یک معما در پایان برای مخاطب باقی ماند وقتی کارآگاه متوجه شد که قاتل قربانیان خود را بر اساس هفت گناه کبیره به قتل می رساند او خیلی سریع به کتابخانه عمومی شهر مراجعه می نماید و سراغ کسانی را می گیرد که این کتاب را از کتابخانه به امانت گرفته اند . آیا این کتاب فقط باید در کتابخانه عمومی شهر یافت می شد یعنی قاتل نمی توانست این کتاب را از کتابفروشی خریداری کند یا از دوست خود بدست آورد؟ و چه کسی می تواند با اعتقادات عمیق مذهبی دست به چنین قتل هایی بزند وقتی قاتل خود را مامور خدا برای پاک کردن گناهان می دانست. فقط می شود آنها را با دولت امروزی داعش مقایسه و تطبیق کرد که هر دو خود را خلیف خدا بر روی زمین برای بی عدالتی ها و پاک کردن گناهان می دانند و هر دو در نهایت به  قتل خود می انجامد ( اشاره به عملیات انتحاری ) و هر دو به یک شیوه و رنگ مقتول را از بین می برند.

فیلم از نشانه های زیبا شناسانه شمایلی، نمایه ای و نمادی زیادی بهره می برد که بر زیبایی فیلم افزوده بود و خیلی از این زیبایی مادی و ملموس و خیلی ها هم غیر ملموس بود که با درک فیلم می توان به این زیبایی های هنری دست یافت.

تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1395 زمان : 12:33

<


ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش