close
متخصص ارتودنسی
یادداشت(1)/ انتخابات شورای شهر در پیشوا؛ پیروزی نیروهای سنت‌گرا یا نیروهای تجددخواه؟
<<صفحه اصلی


بیان مطالب ودیدگاهها


هیاهوی پوپولیسم،پوپولیست ها چگونه مردم را فریب می دهند

خسرودهقانی، آیا شورای شهر مستقل ممکن است؟

حسین نجفی، نقدی به سیرک بوشهر

هادی بحرینی،درباره حمایت اصلاح طلبان از روحانی

نصرالله شفیعی،راز و رمز استقبال وسیع مردم از «جمنا»


فرصت های طلایی توسعه شهر را نسوزانیم

یادداشت حسین الفت،بیمه چیست؟-آنچه باید در مورد بیمه ها در ایران بدانیم

رئيس جمهور آينده كيست؟




یادداشت(1)/ انتخابات شورای شهر در پیشوا؛ پیروزی نیروهای سنت‌گرا یا نیروهای تجددخواه؟

رفته رفته رایزنی ها و تحرکات انتخابات شورای شهر در شهرهای مختلف شدت می گیرد و در این میان، احزاب و جریانات سیاسی، در پی جلب آرای مردم به فهرست های خود از طریق تدوین برنامه ها و اتخاذ رویکردهای جدید در حوزه مسایل شهری و رایزنی با چهره های رای آور برای حضور در فهرست انتخاباتی خویش هستند.

- مقدمه

تجربۀ رقابت سیاسی در پیشوا، غالباً با پیروزیِ نیروهای سنت‌گرا همراه بوده است. انتخابات شورای شهر، صحنۀ یکی از این کارزارهای سیاسی و محلی است و تجربۀ ادوار مختلفِ آن در پیشوا حاکی از پیروزیِ جریان سنت‌گرا است. انگاره‌ها و ایستارهای سنت‌گرایی، آنچنان در لایه‌های سیاسی شهر نفوذ یافته اند که جوانانِ چابک و تازه‌نفس شهر نیز ناگزیرند از دروازۀ سنت‌گرایی عبور نمایند و به زیِ بزرگان درآیند تا شاید مجالی برای دادِ سخن بیابند. گو اینکه جز سنت‌گرایی، دروازه و زاویۀ دید دیگری در شهر یافت نمی‌شود و کسی را یارای ناسنت‌گرایی نیست. این نه بدان معنا است که، نیستند کسانی که تصمیم بر ناسنتگرا بودن ندارند؛ بلکه، بستر و ساختار حاکم بر فضای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیِ شهر، مجال خودابرازی را به آنان نمی‌دهد. خودابرازی نه به این معنا که هرازچندگاهی مانند نسیمی بوزند و کس نداند که، که بود و چه گفت؟! بلکه به معنای کنشِ سیاسیِ فعال و تأثیر بر جریان انتقال قدرت در سطوح سیاسی شهر است.

کنشگرِ سیاسی زمانی می‌تواند به استرتژی مورد نظر خود اعتماد کند که بستر سیاسی موجود، مجال کنش سیاسی را به وی بدهد. ظاهراً در شهر پیشوا هنوز، بسترِ حاکم از جنس سنت‌گرایی است و مظاهر تجددخواهی در کمترین شکلِ ممکن به چشم می‌خورد. از همین رو است که نیروها و کنش‌گرانِ سنت‌گرا، یگانه پرچمدارانِ عرصۀ سیاستِ محلی اند. در یادداشت “پیشوا شهری غیر سیاسی است” نیز، ابعاد نظری و بنیادینِ مسألۀ مذکور مورد واکاوی قرار گرفت. اما لازم است تا با رهیافتی انضمامی‌تر و جزئی‌تر، دلایل موجود و ریشه‌های این ادعا را مورد کنکاش قرار دهیم و مسأله را با تأکید بر انتخابات شورای شهر پی بگیریم.

۲- نقش بازار در بازتولیدِ سنت‌گرایی

پیشوا شهری است که اصطلاح بازار در آن به معنای اقتصاد بازار و آزادسازی حوزه‌های اقتصادی نیست. بازار در پیشوا یک مفهوم سنتی است. بازارِ پیشوا جایی است که کسبۀ جزء در آن فعالیت می‌کنند. کسبۀ جزء همانطور که از نامشان پیدا است، حجم مراودات اقتصادیشان جزء است. اصولاً، فروشندگان دستِ آخر و محدودی هستند که کالاهایی محدود، چه به لحاظ تنوع و چه به لحاظ کمیت، را توزیع می‌نمایند. کسبۀ جزء اعتبار خود را از “بِرَند” کسب نمی‌نمایند؛ بلکه نام و نشان شخصی و خانوادگیِ آنها است که با اعتبار در کسب و کار همراه است. کالاهایی که توزیع می‌نمایند یا از نوع “اساسی” و مربوط به “مایحتاج” زندگی است و یا در صورت “لوکس” بودن غالباً در زمرۀ کالاهای درجۀ چندم و اصطلاحاً “فِیک” است. مشتریان آنها نیز افرادی هستند که در طبقات ابتدایی و ضعیف جامعه به سر می‌برند؛ کشاورزان، کارگران، کارمندان دون‌پایه، خرده‌مالکان و لایه‌های اجتماعی از این دست.

در چنین شرایطی، مظاهرِ مناسبات اقتصادی جدید، کمتر در گسترۀ اقتصادی شهر قابل جستار است. پاساژها، مراکز تجاری بزرگ، فروشگاه‌ها و مواردی از این قبیل، یا در سطح شهر پیشوا یافت نمی‌شوند، یا به سختی تأسیس و اداره می‌شوند. خبری هم از انبوه شرکت‌های تجاری و مراکز خدماتی مهندسی، حقوقی، روانشناسی و … نیست. پاساژها، فروشگاه‌ها و … بیشتر بسانِ تفریحگاه‌هایی می‌مانند که به جای کارکرد اقتصادی، کارکردِ تفریحی دارند و خواست و تمایلات تفریحیِ طبقات ضعیف را برآورده می‌نماید؛ پاساژها و فروشگاه‌ها بیشتر به “تماشاخانۀ ضعفا” می‌مانند تا مراکز تجاری. شرکت‌ها و مراکز خدماتی نیز خوشنشینِ جوانان تحصیل‌کردۀ شهرند. در چنین شرایطی نه بازار روی خوشی به مظاهر جدیدِ حیات اقتصادی نشان می‌دهد و نه توان اقتصادی و سطح تقاضای مردمان شهر، ظرفیتِ فعالیتِ چنین مظاهری را فراهم می‌آورد. اینجا است که بازار تلاش می‌کند تا با حمایت نمودن از سنت‌گرایان در عرصۀ سیاسی، پایگاه و موضع اقتصادی خود را در برابرِ خطرِ قدرت‌یافتنِ مظاهرِ جدیدِ اقتصادی محافظت نمایند. سنت‌گرایان نیز دست در دست بازاری می‌نهند که در بازتولید انگاره‌ها و ایستارهای زیست اقتصادی سنتی مؤثر است. درواقع، بازار پیشوا، کالاهای متناسب با زیست سنتی و البته ضعیف را ارائه می‌کند و در مقابل شورای شهر نیز مبتنی بر نفی مظاهر جدید اقتصادی در شهر و تقویت بازارِ سنتی، سیاست‌های اقتصادیِ شهر را تعریف می‌نماید.

۳- نقش خانواده‌های بزرگ در بازتولیدِ سنت‌گرایی

ساخت اجتماعی در پیشوا به شدّت تحت تأثیر الگوهای فامیلی و خانوادگی است. خانواده‌های بزرگ در پیشوا، نقش بالایی در مناسبات قدرت دارند. نگاهی به نام خانوادگی و شهرتِ نمایندگان منتخبِ ادوار مختلفِ شورای شهر در پیشوا، گویای آن است که نمایندگان از بین خانواده‌های بزرگ به شورای شهر راه می‌یابند. شاید بتوان به موارد استثنا نیز اشاره نمود اما جریان غالب نشان از برتریِ نمایندگان منتسب به خانواده‌های بزرگ دارد. تجربۀ زیستۀ این خانواده‌های بزرگ، در جوارِ مرکزیت امامزادۀ شهر و در فضایی سنتی شکل گرفته است. از همین رو است که تبارِ آنان دارای رگه‌ها و رنگمایه‌های سنتی است. این تبادل سیاسی میان شورای شهر و خانواده‌های بزرگ نیز ازجمله مناسباتی است که گفتمان سنت‌گرایی در پیشوا را بازتولید می‌کند. لازم بذکر است که خانواده‌های مذکور، نفوذ اقتصادی و اجتماعی بالایی در بازار پیشوا دارند و این موجب می‌گردد تا فرایندِ تحکیمِ بنیادهای قدرتِ سنت‌گرایان در شورای شهر در نسبتی سه گانه میان شورای شهر، بازار و خانواده‌های بزرگ شکل بیابد. این درحالی است که شهرک‌های اطراف پیشوا و حوزه‌های جغرافیایی شهر که دورتر از حوزۀ مرکزیت امامزاده (از میدان امام خمینی(ره) تا میدان شهید اردستانی) قرار دارد؛ بیشتر محل سکونتِ مهاجرین و خانواده‌های کوچک پیشوایی است.

نگاهی گذرا در سطح شهر، این تفکیک جغرافیایی که در یک سر این طیف سنت‌گرایی است و در سر دیگر آن تجددخواهی است را به لحاظ سکونت‌گاهی و شیوه‌های معیشتی، به خوبی نشان می‌دهد. کوچک‌ترین شاهد و مثال، فروشگاه‌، پاساژها، باشگاه‌های ورزشی و فست‌فودهای نوپایی است که به دور از مرکزیت زیست سنت‌گرایان شکل گرفته است. حتی دکه‌ی روزنامه‌فروشی که در حوزۀ زیستِ سنت‌گرایان فعالیت می‌کند و دکۀ روزنامه‌فروشی که خارج از حوزۀ زیست آنان فعالیت می‌کند؛ به لحاظ ارایۀ انواع و تعداد روزنامه‌‌ها و نشریات نیز نشانگر این طیف سنت گرا – تجددخواه است.

اما، مسأله اینجا است که خانواده‌های بزرگ که نماد سنت‌گرایی در پیشوا هستند، هم به لحاظ جمعیتی از کمیت چشم‌گیری برخوردار اند و هم به لحاظ همبستگی، استحکام بالایی دارند. در مقابل، تجددخواهان پیشوا، فاقد جمعیتِ چشمگیر و انسجام اند. گواینکه هیچ کنش ارتباطی میان آنان نیست و به شکلی جزیره‌ای و اتمی در محله‌های اصطلاحاً غریب‌نشین زیست می‌کنند. از همین رو، خانواده‌های بزرگ و ریشه‌ای پیشوا نقشِ مؤثری در بازتولید گفتمان سنت‌گرایی دارند و سبک زندگیِ آنان، مظهر سنت‌گرایی است. این تفکیک افقیِ خانوادگی تا بدان‌جا پیشروی نموده است که در شیوۀ شادی، عزاداری و سلوک مذهبی شهر نیز تبلور یافته است.

۴- امواج تجددخواهی در پیشوا

اینکه از اصطلاح “تجددخواهی” استفاده نمودیم، صرفاً به این معنا نیست که نگرشی غیرسنت‌گرا نیز در پیشوا وجود دارد؛ درواقع منظورمان از تجددخواه، غیرسنت‌گرا نیست. غیرسنت‌گرا به معنای فرد منفعل و بی‌هویتی است که نه بر رهیافت سنت‌گرایی پایفشاری دارد و نه بر رویکردِ تجددگرایی تکیه می‌زند؛ البته، بخش چشم‌گیری از شهروندان پیشوا متعلق به جرگۀ غیرسنت‌گرایان اند؛ بخشی از جمعیت که می‌توان وصف خاکستری را برای آنان بکار برد. اما، فراتر از نگرش‌های غیرسنت‌گرایانه، این تجددخواهان اند که بر تجدد و گذار از وضعیت سنتی به وضعیت جدید پای می‌فشارند.

این روزها شاهدِ ظهورِ چنین گروه‌هایی در شهر پیشوا هستیم؛ نیروهای اجتماعی که با الگوها و انگاره‌های جدیدتر پا به میدان سیاسی شهر می‌گذارند. این نیروهای اجتماعی، دست به تأسیس احزاب سیاسی محلی می‌برند؛ به منظور نشر افکار خود، نشریاتِ کاغذی و کانال‌ها مجازی را ایجاد می‌نمایند؛ محافل و حلقه‌های هم‌اندیشی تشکیل می‌دهند؛ سعی بر آن دارند تا منابع و امکاناتِ مالی و حمایتیِ لازم به منظور حفظ و حراست از کیانِ گفتمانیِ خود را تأمین نمایند؛ آنان با مسئولین محلی وارد جریان چانه‌زنی می‌شوند؛ مسئولین کشوری را به سطوح محلی دعوت می‌نمایند؛ هرازچندگاهی نیز بدِشان نمی‌آید تا با جناح سنت‌گرا وارد دیالوگ شوند. اما، خام‌فکری است گمان کنیم که این فعالیت‌ها در کوتاه‌مدت بسترِ سنت‌گرایی را متحول خواهد نمود و در ثانی امکان نفوذِ قدرت‌مندانه به لایه‌های سیاسی شهر را نیز فراهم خواهد کرد.

همانطور که اشاره شد، بازار، خانواده‌های بزرگ و مسئولین محلی (شورای شهر) مثلثِ سنت‌گرایی را تشکیل می‌دهند و به نحوی فزاینده و در ارتباط مستمر با یکدیگر، بستر سنت‌گرایی را بازتولید می‌نمایند. درچنین شرایطی تنها کاری که از دست تجددخواهان برمی‌آید، روشنگری است.

تجددخواهان می‌بایست ابتدا ذهنیتِ یک جامعۀ سنتی را تحت تأثیر قرار دهند، سپس به فکر تصاحب کرسی‌های قدرت در شهر بیفتند. در کنار این تغییرِ ذهنیت، دو مؤلفۀ بازار و خانواده‌های بزرگ نیز دو مانعِ بزرگ بر سر راه تجددخواهی اند. باید در کنار روشنگری و تأثیر بر دیدگاه مردم شهر، کمی به نفعِ “زمان” کناره گرفت تا سیطرۀ اقتصادی بازار، جریان استحالۀ خود را طی نماید. همچنین، زوالِ نفوذ خانواده‌های بزرگ، دیگر مؤلفۀ بسترمندی است که نیازمند صرف زمان است. البته، امروزه هر دو موجِ استحالۀ بازار و زوال خانواده‌های بزرگ را در لایه‌های اجتماعی و اقتصادی شهر پیشوا می‌توان مشاهده نمود و ادلۀ محکمی در دفاع از آن اقامه کرد؛ موجِ روزافزون مهاجرت به پیشوا، تغییر طبعِ اقتصادی شهر، افزایش سطح تحصیلات شهروندان، افزایش مراودات اقتصادیِ کسبه با مراکز اقتصادی کشور، افزایش تعداد و تنوع دانشگاه‌ها در شهر، از جمله عوامل اصلی این استحاله و زوال اند.

۵-  بجای مؤخّره
این مسیری است که باید یک تجددخواه بپیماید تا شاید روزی فرا رسد و او نیز بتواند برای نمایندگیِ شورای شهر و ورود به دیگر حوزه‌های سیاسی – اجتماعی شهر اقدام نماید. درواقع، انتخابات شورای شهرِ پیشِ رو نیز مشمول همین حکم است و کرسی‌های آن کماکان در دستِ سنت‌گرایان باقی خواهد ماند. گرچه این بار به واسطۀ حضور منسجم تجددخواهان در حوزۀ عمومی شهر، شرایط برای آنها کمی سخت‌تر خواهد شد. بنابراین، بد نیست تا تجددخواهان، این پتانسیل و ظرفیت‌های اجتماعی را کماکان در ساحتِ روشنگری و ذهن‌سازی مصروف نمایند؛ حلقه‌های فکری و اندیشه‌ای خویش را تقویت نمایند؛ در بیرون از حلقه‌های خود در بلندمدت یارگیری کنند؛ رسانه‌های خود را به سمت استراتژیک شدن سوق دهند؛ مراودات حضوری با اقشارِ ضعیفِ اجتماعی، بالاخص کارگران، را فراموش نکنند؛ به اندازۀ یک دهه صبر و تحمل به خرج دهند و با ورود به عرصۀ رقابت‌های سیاسیِ مقطعی و تحمل هزینه‌های گزاف، خود را فدای شکستی مجدد ننمایند.

 محمدجواد کریمی جعفری



ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش